عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
144
منازل السائرين ( شرح عبد الرزاق الكاشانى ) ( فارسى )
[ چون مقام اصلى براى انسان ، رتبهء قلب است ؛ شيخ جليل قصد عروج از موطن قلب به حضرت الهى را خروج از خانهء خود قرار داد و ازاينرو ، به اين آيهء شريفه استشهاد كرد . ] قصد عبارت است از آنكه بنده عزم خود را بر تجرّد [ و فراغت كامل ] براى طاعت [ و بندگى حقتعالى ] جزم سازد ، [ بهگونهاى كه به چيزى جز طاعت خداى عزّ و جلّ ميل و گرايشى نداشته باشد . ] و هو على ثلاث درجات : الدرجة الأولى قصد يبعث على الارتياض ، و يخلص من التردّد ، و يدعو إلى مجانبة الأغراض . قصد بر سه درجه است : درجهء نخست ، قصدى است كه بنده را بر رياضتكشى برمىانگيزد و او را از تردد رها مىسازد و به دورى از اغراض [ و اهداف و منافع شخصى ] فرامىخواند . [ بايد توجه داشت كه قصد ، اوّلا و بالذات ، فقط به روشن شدن دل به نور حق و جذب شدن بالطبع به معدن نور تعلّق مىگيرد ؛ و تعلق آن به « رياضتكشى » ثانيا و بالعرض است - در اثر شدت اشتغال صاحب قصد به حقتعالى و غفلت از بدن و قواى آن - و گرنه ، رياضت ، چنانكه در باب خود گذشت ، مربوط به بدايات است ؛ و در اين مقام ، نفس ، رياضت يافته و موانع توجه به حقتعالى را كنار نهاده است . و از اينرو ، اين قصد صحيح ، سالك را « از تردد رها مىسازد و به دورى از اغراض فرا مىخواند » ؛ چون اغراض ، همان بهرهها و لذايذ نفسانى است ، خواه در دنيا و خواه در آخرت ، حال آنكه صاحب اين قصد خود را به ترك لذات عادت داده و در مقام فتوّت از آن خلاصى جسته و خود را به خوبى تمرين داده است بر اينكه طاعت و بندگى را بدون آنكه چشمداشتى به پاداش و عوض داشته باشد ، انجام دهد . ] و الدرجة الثانية قصد لا يلتقى سببا إلّا قطعه ، و لا يدع حائلا إلّا منعه ، و لا تحاملا إلّا سهّله .